{
  "Id": 2130,
  "CatId": 24,
  "Title": "غزل شمارهٔ ۱",
  "FullTitle": "حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱",
  "FullUrl": "/hafez/ghazal/sh1",
  "RhymeLetters": "لها",
  "SourceName": "ویکی‌درج",
  "SourceUrlSlug": "wikidorj",
  "PoemSummary": "در این شعر حافظ از عشق و چالش‌های آن سخن می‌گوید. او از ساقی می‌خواهد که\n جامی پر کند و به او بدهد زیرا عشق در ابتدا آسان به نظر می‌رسد، امّا \nبعد با دشواری همراه می‌شود. حافظ امنیّت و آسایش را در این دنیا و زیر \nسایهٔ مرگ مردود می‌داند. او ما را به پیروی از رهنمودهای پیر مغان دعوت \nمی‌کند. در نهایت، او به اهمیّت حضور در پیشگاه معشوق و غفلت‌نورزیدن از او\n اشاره می‌کند و می‌گوید دنیا را برای آنکه دوست داری رها کن.",
  "Metre": {
    "Id": 2,
    "Rhythm": "مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)"
  },
  "Sections": [
    {
      "Index": 0,
      "Number": 1,
      "SectionType": "WholePoem",
      "VerseType": "First",
      "RhymeLetters": "لها",
      "PlainText": "الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها\r\nکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها\r\nبه بوی نافه ای کآخر صبا زان طره بگشاید\r\nز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها\r\nمرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم\r\nجرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها\r\nبه می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید\r\nکه سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها\r\nشب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل\r\nکجا دانند حال ما سبک باران ساحل ها\r\nهمه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر\r\nنهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها\r\nحضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ\r\nمتیٰ ما تلق من تهویٰ دع الدنیا و اهملها",
      "HtmlText": "\u003Cdiv class=\u0022b\u0022 id=\u0022bn1\u0022\u003E\u003Cdiv class=\u0022m1\u0022\u003E\u003Cp\u003Eاَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها\u003C/p\u003E\u003C/div\u003E\r\n\u003Cdiv class=\u0022m2\u0022\u003E\u003Cp\u003Eکه عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها\u003C/p\u003E\u003C/div\u003E\u003C/div\u003E\r\n\u003Cdiv class=\u0022b\u0022 id=\u0022bn2\u0022\u003E\u003Cdiv class=\u0022m1\u0022\u003E\u003Cp\u003Eبه بویِ نافه‌ای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشاید\u003C/p\u003E\u003C/div\u003E\r\n\u003Cdiv class=\u0022m2\u0022\u003E\u003Cp\u003Eز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها\u003C/p\u003E\u003C/div\u003E\u003C/div\u003E\r\n\u003Cdiv class=\u0022b\u0022 id=\u0022bn3\u0022\u003E\u003Cdiv class=\u0022m1\u0022\u003E\u003Cp\u003Eمرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش، چون هر دَم\u003C/p\u003E\u003C/div\u003E\r\n\u003Cdiv class=\u0022m2\u0022\u003E\u003Cp\u003Eجَرَس فریاد می‌دارد که بَربندید مَحمِل‌ها\u003C/p\u003E\u003C/div\u003E\u003C/div\u003E\r\n\u003Cdiv class=\u0022b\u0022 id=\u0022bn4\u0022\u003E\u003Cdiv class=\u0022m1\u0022\u003E\u003Cp\u003Eبه مِی سجّاده رنگین کُن گَرَت پیرِ مُغان گوید\u003C/p\u003E\u003C/div\u003E\r\n\u003Cdiv class=\u0022m2\u0022\u003E\u003Cp\u003Eکه سالِک بی‌خبر نَبْوَد ز راه و رسمِ منزل‌ها\u003C/p\u003E\u003C/div\u003E\u003C/div\u003E\r\n\u003Cdiv class=\u0022b\u0022 id=\u0022bn5\u0022\u003E\u003Cdiv class=\u0022m1\u0022\u003E\u003Cp\u003Eشبِ تاریک و بیمِ موج و گِردابی چنین هایل\u003C/p\u003E\u003C/div\u003E\r\n\u003Cdiv class=\u0022m2\u0022\u003E\u003Cp\u003Eکجا دانند حالِ ما سبک‌بارانِ ساحل‌ها؟\u003C/p\u003E\u003C/div\u003E\u003C/div\u003E\r\n\u003Cdiv class=\u0022b\u0022 id=\u0022bn6\u0022\u003E\u003Cdiv class=\u0022m1\u0022\u003E\u003Cp\u003Eهمهْ کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر\u003C/p\u003E\u003C/div\u003E\r\n\u003Cdiv class=\u0022m2\u0022\u003E\u003Cp\u003Eنهان کِی مانَد آن رازی کَزو سازند مَحفل‌ها؟\u003C/p\u003E\u003C/div\u003E\u003C/div\u003E\r\n\u003Cdiv class=\u0022b\u0022 id=\u0022bn7\u0022\u003E\u003Cdiv class=\u0022m1\u0022\u003E\u003Cp\u003Eحضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ\u003C/p\u003E\u003C/div\u003E\r\n\u003Cdiv class=\u0022m2\u0022\u003E\u003Cp\u003Eمَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها\u003C/p\u003E\u003C/div\u003E\u003C/div\u003E",
      "PoemFormat": "Ghazal",
      "CoupletsCount": 7
    }
  ],
  "Verses": [
    {
      "VOrder": 1,
      "Position": "Right",
      "Text": "اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها",
      "CoupletIndex": 0,
      "SectionIndex1": 0,
      "CoupletSummary": "هان ای ساقی جام شراب را به گردش درآور و به من بده؛ چرا که عشق در ابتدا آسان در نظرم جلوه‌گر شد اما در پایان دشوار و سخت شد(نکته: نکته قابل توجه و برجسته که در سرتاسر این غزل وجود دارد و دوست دارم همین ابتدا آن را خدمت شما عرض کنم، استفاده هوشمندانه و شگفت خواجه از “ها” در انتهای بیت‌ها می‌باشد؛ چرا که با این کار (استفاده از مصوت بلند آ ) حافظ گویی می‌خواهد نشانی از “آه کشیدن” در ذهن مخاطب برجا بگذارد، و چقدر تناسب شگفتی دارد با معنای مصراع دوم)"
    },
    {
      "VOrder": 2,
      "Position": "Left",
      "Text": "که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل‌ها",
      "CoupletIndex": 0,
      "SectionIndex1": 0
    },
    {
      "VOrder": 3,
      "Position": "Right",
      "Text": "به بویِ نافه‌ای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشاید",
      "CoupletIndex": 1,
      "SectionIndex1": 0,
      "CoupletSummary": "به امید آنکه بالاخره باد صبا بتواند از زلف پر پیچ و تاب و مشک‌آلود معشوق عطر خوشی همچون نافه بیاورد چه خون‌ها که در دل‌ها افتاد"
    },
    {
      "VOrder": 4,
      "Position": "Left",
      "Text": "ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها",
      "CoupletIndex": 1,
      "SectionIndex1": 0
    },
    {
      "VOrder": 5,
      "Position": "Right",
      "Text": "مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش، چون هر دَم",
      "CoupletIndex": 2,
      "SectionIndex1": 0,
      "CoupletSummary": "من چگونه می‌توانم در منزل معشوق(دنیا) با امنیت به عیش و عشرت بپردازم؛ چرا که هردم بانگی بر می‌­آید و می‌گوید که برای رفتن و کوچ کردن خود را آماده کنید"
    },
    {
      "VOrder": 6,
      "Position": "Left",
      "Text": "جَرَس فریاد می‌دارد که بَربندید مَحمِل‌ها",
      "CoupletIndex": 2,
      "SectionIndex1": 0
    },
    {
      "VOrder": 7,
      "Position": "Right",
      "Text": "به مِی سجّاده رنگین کُن گَرَت پیرِ مُغان گوید",
      "CoupletIndex": 3,
      "SectionIndex1": 0,
      "CoupletSummary": "اگر پیرمغان به تو گوید که سجاده‌ات را با شراب بیارای، بپذیر و انجام بده؛ چرا که رهرو راه خدا از آداب و رسوم مراحل طریقت به خوبی آگاه هست(نکته ۱: استفاده از فعل رنگین کردن سجاده با شراب طنز آمیز و هوشمندانه است؛ چرا که قاعدتا باید از فعل آلوده کردن یا حداقل آغشتن استفاده می‌شد اما خافظ به زیرکی از رنگین کردن بهره برده است نکته ۲: بیت به اطاعت محض و بی‌چون و چرا از پیر در طریقت اشاره دارد)"
    },
    {
      "VOrder": 8,
      "Position": "Left",
      "Text": "که سالِک بی‌خبر نَبْوَد ز راه و رسمِ منزل‌ها",
      "CoupletIndex": 3,
      "SectionIndex1": 0
    },
    {
      "VOrder": 9,
      "Position": "Right",
      "Text": "شبِ تاریک و بیمِ موج و گِردابی چنین هایل",
      "CoupletIndex": 4,
      "SectionIndex1": 0,
      "CoupletSummary": "ما در شبی تاریک و ظلمانی گرفتار شده‌ایم و از طرفی در گردابی سهمناک افتاده‌ایم و نگران خیزش موج‌های سهمگین هستیم؛ کسانی که با فراغ بال، آسوده خاطر بر ساحل آرمیده‌اند چگونه امکان دارد که حال ما را درک ­کنند"
    },
    {
      "VOrder": 10,
      "Position": "Left",
      "Text": "کجا دانند حالِ ما سبک‌بارانِ ساحل‌ها؟",
      "CoupletIndex": 4,
      "SectionIndex1": 0
    },
    {
      "VOrder": 11,
      "Position": "Right",
      "Text": "همهْ کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر",
      "CoupletIndex": 5,
      "SectionIndex1": 0,
      "CoupletSummary": "از بس گرفتار برآوردن آرزوی خود می‌باشم، بالاخره رسوا و بدنام شدم؛ چگونه امکان دارد رازی که می توان درباره اش محفل ها برگزار کرد را پنهان نمود."
    },
    {
      "VOrder": 12,
      "Position": "Left",
      "Text": "نهان کِی مانَد آن رازی کَزو سازند مَحفل‌ها؟",
      "CoupletIndex": 5,
      "SectionIndex1": 0
    },
    {
      "VOrder": 13,
      "Position": "Right",
      "Text": "حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ",
      "CoupletIndex": 6,
      "SectionIndex1": 0,
      "CoupletSummary": "حافظ، اگر خواستار حضور در پیشگاه معشوق هستی، هرگز برای لحظه­ای از او غایب مشو؛ هرگاه به کسی که او را دوست داری، رسیدی، دنیا را رها کن و واگذار"
    },
    {
      "VOrder": 14,
      "Position": "Left",
      "Text": "مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها",
      "CoupletIndex": 6,
      "SectionIndex1": 0
    }
  ]
}
